دو. در حالی که چشمانش مثل اون استیکره برق زد گفت خرید دوست داری؟*
در بهترین حالت باید به جای اینکه هاج و واج نگاهش کنم میگفتم خودتون چی فکر میکنید؟ :-"
*حالتش مثل پدرهایی بود که دارن از بچهی پنج سال و نیمهشون میپرسن بستنی دوست داره؟ و دوست داره در ازاش از خیر صحبت درباره بشقاب شکسته شده با مامانش بگذره؟:دی (هر چند موقعیت به هیچ وجه مشابه نبود :)))
پ.ن۱: به نظرتون چهقدر احتمال داره این آدمهایی که من توی پستهام ازشون صحبت میکنم "به طور اتفاقی" اینجا رو ببینن؟ ظاهرا اینقدر احتمالش بالا هست که مثلا بعد یه مدت بیام و امثال این پست رو بردارم :دی
پ.ن۲: چهقدر حرف میزنم نه؟ :)
پ.ن۳: دعا بفرمایید!
برچسب:
نویسنده: آدرین عباسی