خرید بک لینک

رویا

چند روز پیش بود که خبر فوت لیام خواننده گروه وان دایرکشن اومد. جوان بود و ناراحت کننده. گفتن خودکشی کرده. همون روز یه ویدیو دیدم که گفته بودن یه ساعت قبل از مرگش خودش جایی گذاشته بوده. می خندید و با دختری که کنارش بود حرف می زد. می خندید اما خنده خوشحالانه هم نه. به این فکر کردم که این آدم ها به جاهای خیلی بالایی می رسن. جاهایی که احتمالا انتظارش رو نداشتن اما رویاش رو چرا. این آدم احتمالا رویای موزیسین شدن داشته. احتمالا از اون مدل مشهور و پولدارش. احتمالا خیلیا فکر می کنن که آبت نبود یا نونت نبود که زندگیت رو تمام کردی؟ مشکلت چی بود؟ دیگه چی می خواستی که نداشتی؟ لیام سه - چهار سال از من بزرگتر بود (حتی فکر کردن و نوشتن این جمله هم من رو به وحشت می ندازه :دی). من با این بیشتر از ربع قرن تجربه م در زندگی این رو می گم که یه وقتایی هم هست که آدم به یه سری آرزوها و رویاها می رسه و اتفاقا می بینه اون قدری که باید خوشحال کننده نبوده. اون قدر خفن نبوده. حالا رویای میلیون های جوون دیگه هم در سراسر دنیا هست که باشه... تویی که رسیدی توش شاید ببینی اون قدر هم چیز بزرگی نیست. اون وقته که رویای نوین ساختن هر روز سخت و سختتر می شه. اون وقته که زندگی هر روز بیشتر معنیش رو از دست می ده. چیزی که هست اینه که این چیزا خیلی به ظرفیت و شرایط روانی هر کس هم بستگی داره. این احتمالا تجربه منه و تجربه ها فرق می کنه. اما خواستم بگم به نظرم خیلی هم غیرعادی یا قدرنشناسانه نبوده. من درکش می کنم.

برچسب: نویسنده: آدرین عباسی تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 4:05

صفحه بندی