بعضی اوقات حسودیم میشه به این آدمها... این دخترایی که این قدر حوصله و حال دارن که دو ساعت لباس میپوشن و جلو آینه موهاشون رو صاف/فر میکنن و فلان.. بعد این قدر بیشتر حال دارن که کفش قشنگ هایی که برای خریدشون حتی از این هم بیشتر حال و حوصله لازمه رو پاشون میکنن میرن یه جایی رفیقشون ازشون عکس بندازه! اون کوچیک بودن احتمالی دغدغههاشون خیلی خواستنیه! :دی
پ.ن۱: در مورد اینهایی که توی کافه بهشون خوش میگذره هم نسبتا همین حس حسادت رو دارم :))
پ.ن۲: من احتمالا این فلکزدگی و این خورههایی که ذره ذره میبلعندم رو ترجیح بدم :-"
پ.ن۳: یکی فرمود و یکی خوند: بنمای رخ بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست!
پ.ن۴: تقریبا از فرستادن موزیکهام برای افراد ناامید شدم :-"
+گفت آنکه یافت میشود آنم آرزوست...
برچسب:
نویسنده: آدرین عباسی