خرید بک لینک
رفتم میوه بخرم. پسرک افغانستانی از دفعه قبل که یادم بود خیلی بزرگتر شده بود و با نگاه گستاختر و پرحرفتر. البته با خودش و مجری برنامهی ورزشی که دقت نکردم کیه.. بلند بلند. سرظهر بود. فقط یه پیرزن جلوی در مغازه بود و نگاهش نکردم که ببینم داره چه میوهای جدا میکنه، یا پولش رو پرداخت کرد یا نه. فقط بلند بلند پسرک رو دعا میکرد. پسرک گفت: دعا کن آرژانتین ببره. صدای پیرزن رو شنیدم که دوبار گفت ایشالله آرژانتین ببره. بعد یه باره گفت چرا ایران نبره؟ پسرک افغانستانی، با لهجه گفت: خوشم نَمِیاد ازش. میوههام رو برداشتم و رفتم جلوی پیشخوان. کنار ترازو یه کارتون کوچیک پر لیموترش بود. گفتم: لیموترشها چنده کیلویی؟ بیحوصله گفت: سیزده تومن.

برچسب: نویسنده: آدرین عباسی تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 16:59

صفحه بندی