گفت شوهر عمهم رفته سوریه آخه. یه سری تکون دادم و با یه تردید مسخره گفتم: برای زیارت؟ گفت برای جنگ.
پ.ن: لطفا برام دعا کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:24  توسط ثَمـــین |
پ.ن: لطفا برام دعا کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:24  توسط ثَمـــین |
برچسب:
نویسنده: آدرین عباسی